امضاء تفاهم نامه همکاری های نظامی مابين روسيه و اسرائيل که روز دوشنبه مابين آناتولی سرديکوف وزير دفاع روسيه و اهود باراک، وزير دفاع اسرائيل صورت گرفت به نزديکی بيش از پيش مناسبات و همکاری های اطلاعاتی و تسليحاتی دو کشور خواهد انجاميد. نتايج اولين روز مذاکرات وزير دفاع اسرائيل از روسيه حاکی است که تلاش های چند ماه اخير کارشناسان دو کشور در جهت افزايش سطح همکاری های نظامی و اطلاعاتی مابين روسيه و اسرائيل را به نتيجه نهايی رسيده است.
امضاء تفاهم نامه همکاری های نظامی مابين روسيه و اسرائيل که روز دوشنبه مابين آناتولی سرديکوف وزير دفاع روسيه و اهود باراک، وزير دفاع اسرائيل صورت گرفت به نزديکی بيش از پيش مناسبات و همکاری های اطلاعاتی و تسليحاتی دو کشور خواهد انجاميد. نتايج اولين روز مذاکرات وزير دفاع اسرائيل از روسيه حاکی است که تلاش های چند ماه اخير کارشناسان دو کشور در جهت افزايش سطح همکاری های نظامی و اطلاعاتی مابين روسيه و اسرائيل را به نتيجه نهايی رسيده است. نوسازی بخشی از تجهيزات نظامی روسيه توسط اسرائيل و محدود ساختن فروش سلاحهای پيشرفته روسی به ايران و سوريه، همکاری در جهت مقابله با اقدامات تروريستی و همچنين امنيت منطقه و صلح خاورميانه از جمله نکات عمده مذاکرات جاری مابين مقامات دفاعی دو کشور بشمار ميرود. اتحاد جماهير شوروی سابق پيش از فروپاشی در ابتدای دهه نود و تقسيم شدن به ۱۵ جمهوری مستقل، در کنار آمريکا يکی از دو ابر قدرت نظامی جهان محسوب ميشد. بعد از سقوط اتحاد شوروی، روسيه بيش از ۵۵ در صد از تجهيزات و صنايع نظامی آن مجموعه را در اختيار گرفت. بقيه تجهيزات مابين ۱۴ جمهوری ديگر تقسيم شد. ضعف های دفاعی پيش از سقوط، صنايع نظامی شوروی سابق در جمهوری های ۱۵ گانه پراکنده شده بود. بعد از سقوط ، جايگزينی بخشهای جدا شده صنايع نظامی و تکميل مجموعه توليدات گذشته در روسيه با دشواری های جدی روبرو شد. از آن تاريخ به بعد دولت نوسازی صنايع و تجهيزات نظامی روسيه و بازسازی زيربنايی نيروهای مسلح آن کشور را هدف قرار داده ولی در تحقق آن توفيق قابل ملاحظه ای نداشته است. نزديک به دو دهه بعد از سقوط اتحاد شوروی، و در حالی که امريکا تنها ابر قدرت نظامی جهان محسوب ميشود روسيه عملا به يک نيروی محلی نظامی با قابليت های محدود عملياتی تبديل شده است. سال گذشته هزينه های دفاعی آمريکا بالغ بر ۴۶.۵ در صد از مجموعه هزينه های نظامی جهان را بخود اختصاص داده بود حال آنکه هزينه های نظامی روسيه تنها ۳.۵ در صد از مجموع هزينه های دفاعی جهان بود. بنا بر گزارش های معتبر در طول ۱۵ سال گذشته، نيروهای مسلح روسيه از دريافت تجهيزات تازه نظامی در حدود نياز محروم مانده اند. جنگ پنج روزه ماه اوت سال ۲۰۰۸ عليه گرجستان و همچنين مشارکت يک گردان از نيروهای مسلح روسيه در يک مانور نظامی در جمهوری بلاروس بخشی از ضعفهای عمده دفاعی روسيه را بيش از پيش آشکار ساخت. طی جنگ ابخازيا و اوستيای جنوبی عليه گرجستان هواپيماهای جنگنده روسی نشان داند که برای بمباران هدفهای خود مجبور به قرار گرفتن در شعاع ۲ تا ۱۲ کيلومتری آنها هستند. در صورت برخورداری کشور مدافع از يک سيستم رادار و دفاع هوايی مناسب، نيرو های مهاجم در اين شعاع نزديک، کاملا آسيب پذير خواهند بود. نيروی هوايی روسيه در حال حاضر فاقد قابليت حمله به هدفهای دور دست و در امان ماندن از اتش دفاع موشکی ضد هوايی است. انتقال يک گردان از نيروهای مسلح روسی به بلاروس بمنظور شرکت در مانور مشترک نظامی اخير دو کشور ۵ روز طول کشيد و به اين منظور بجای استفاده از هواپيماهای ترابری، بيشتر از قطار و محور های زمينی استفاده بعمل آمد. به اين ترتيب چنانچه روسيه مجبور به انتقال نيرو های واکنش سريع خود به يک منطقه بحرانی و يا انتقال بيش از يک گردان از نيروهای نظامی خود به خارج از مرزها ميبود، دشواری های مورد اشاره بمراتب بيشتر ميشد. با وجود کاهش قابليت های نظامی روسيه از اندازه های يک ابر قدرت به يک نيروی نظامی متوسط محلی، نيرو های نظامی روسی ميبايد همچنان در منطقه ای وسيع پاسخگوی نياز های دفاع از امنيت ملی کشور خود باشند. حضور نظامی فعال در شرق آسيا، منطقه نا آرام آسيای مرکزی، حوزه خزر، قفقاز شمالی و حوزه دريای سياه همچنان از جمله ضرورتهای فوری امنيتی روسيه بشمار ميرود. نوسازی تسليحاتی در مورد کاهش توان نظامی روسيه و کهنه بودن تجهيزات نيرو های مسلح آن کشور و همچنين ضرورت باز سازی ساختاری و نوسازی تجهيزات و صنايع نظامی آن، رهبران کنونی کرملين تا حدود زيادی از پرده پوشی پرهيز ميکنند. در فوريه سال ۲۰۰۹ مدودوف رييس جمهور روسيه قصد خود را از نوسازی ارتش آن کشور اعلام داشت. اين نوسازی ساختاری و تجهيزات ميبايد تا سال ۲۰۱۰ ادامه يافته و در پايان مهلت اعلام شده دست کم ۷۰ در صد از نيرو های مسلح روسيه از تجهيزات جديد بر خوردار شوند. بموجب طرح ياد شده هر سال ۱۰ در صد از تجهيزات نظامی روسيه نوسازی خواهد شد. تحويل سالانه ۳۵ موشک بالستيک ۵۰ فروند هواپيمای جنگنده، ۲۵ هليکوپتر، ۳ تا ۴ فروند شناور متوسط، دو زير دريايی از جمله هدفهای اعلام شده اين طرح است. اگرچه بخشی از صنايع نظامی روسيه همچنان فعال بنظر ميرسند و لی توليدات آنها بيشتر به بازار های صادراتی ارسال ميشوند. تنها ۲۰ در صد از توليدات صنايع نظامی روسيه در داخل کشور نگاهداری شده و ۸۰ در صد آن در بازار های خارجی منجمله چين، هند، ايران بفروش ميرسند. نگرانی عمده دولت روسيه اين است که بدليل عقب ماندن توليدات نظامی روسيه از فناوری روز در بقيه جهان، اين بازار ها نيز تدريجا از دست بروند. چين و هند مانند روسيه دارای ارتش هايی کهنه اند. زير ساختهای تسليحاتی دو کشور با استفاده از سلاحهای روسی شکل گرفته است. هر دو کشور از راه دريافت تجهيزات و قطعات روسی افزايش کمی و بهبود کيفيت توليدات داخلی نظامی را هدف قرار داده اند. ايران و سوريه نيز به خريد های نظامی خود از روسيه به اين علت ادامه ميدهند که قادر به خريد نظامی از کشور های پيشرفته نيستند. با اين وجود حفظ بازار های موجود تسليحات ساخت روسيه هر سال دشوار تر از پيش ميشود. چند ماه پيش هند نيمی از موشک های هوا به هوای ام-ک-آی خريداری شده برای جنگنده های سوخو- ۳۴ خود را بدليل نقص فنی به روسيه پس فرستاد. تکميل تحويل ناو هواپيما بر ادميرال گارش کوف به نيروی دريايی هند نيز با وجود افزايش يک ميليارد دلار هزينه نسبت به برآورد اوليه قيمت، هنوز صورت نگرفته است. همکاری های خارجی روسيه بمنظور افزايش قابليت های دفاعی خود و همچنين باقی ماندن در صف صادر کننده گان اسلحه نيازمند توسعه همکاری های تسليحاتی با کشور های ديگر است. توليد مشترک موشک هدايت شونده، خريد اسلحه سبک و هواپيماهای تجسسی و ضربتی بدون سرنشين از اسرائيل و همچنين خريداری دو ناو جنگی نوع ميسترال از فرانسه از جمله تدارکات تازه روسيه در جهت نو سازی نيرو های نظامی آن کشور است. رهبران روسيه انتظار دارند بتوانند دامنه همکاری های نظامی و اطلاعاتی خود را با اسرائيل وسعت دهند. متقابلا اسرائيل مصمم است از راه توسعه همکاری های دو جانبه با روسيه، خواسته های امنيتی خود را به آن کشور تحميل کند. فشار های اسرائيل به روسيه در گذشته، حتی قبل از تصويب قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنيت عليه ايران، موجب شد که آن کشور از تحويل سامانه دفاع موشکی موسوم به اس-۳۰۰ به جمهوری اسلامی خود داری نمايد. اسرائيل همچنين از روسيه خواستار شده که از تحويل موشک های بالدار مافوق صوت صوت “پ -۸۰۰” “ياخونت” به سوريه خودداری کند . اسرائيل موشک های ياد شده را تهديدی جدی عليه نيروی دريايی خود معرفی ميکند. در گذشته حزب الله لبنان در جريان جنگ سال ۲۰۰۶ توانست يکی از شناور های اسرائيلی را با استفاده از موشکهای زمين به دريا که گفته شد ممکن است توسط جمهوری اسلامی به تحويل شده باشد هدف قرار داد. در صورت در اختيار داشتن انواع موثر تری از موشک های زمين به دريا توسط سوريه و يا حزب الله لبنان آسيب پذيری شناور های نظامی اسرائيل در مديترانه افزايش خواهد يافت. روسيه طی يک سال گذشته از راه دست يافتن به توافق های نظامی با آمريکا، سطح همکاری های سياسی و امنيتی و اطلاعاتی خود را با آن کشور به نحو چشمگيری افزايش داد. سرد شدن مناسبات تهران و مسکو از جمله نتايج اوليه تحولات ناشی از نزديکی مسکو و واشنگتن بود. اينک بنظر ميرسد اسرائیل و روسیه در انداز ه هايی کوچکتر در مسيری مشابه قرار گرفته اند.
وزير علوم، تحقيقات و فناوری چند هفته ای است با لحن تهاجمی جديدی درباره دانشگاه و دانشگاهيان سخن می گويد. خشنونت اين سخنان از سوی يک مقام اجرايی آنهم بگونه ای تکراری درهمه سال های پس از انقلاب فرهنگی (۱۳۵۹-۱۳۶۱) بی سابقه است. اين حرف های پر و صدا و تهديد آميز را شايد بتوان به نوعی درک و برداشت نهادهای قدرت در جمهوری اسلامی از جايگاه و مفهوم دانشگاه در جامعه امروز ايران دانست. همزمان تحليل متحوای چهار سخنرانی اخير آقای وزير (از ۵ تا ۱۰ شهريور ۱۳۸۹) که در آنها موضوعاتی پيرامون وظايف استادان، دانشجويان و دانشگاه و نيز رويکرد آموزش دانشگاهی بيان شده کمک می کند تا خطوط اصلی سياست های کنونی دولت در زمينه آموزش عالی را بهتر فهميد. وزير علوم، تحقيقات و فناوری چند هفته ای است با لحن تهاجمی جديدی درباره دانشگاه و دانشگاهيان سخن می گويد. خشنونت اين سخنان از سوی يک مقام اجرايی آنهم بگونه ای تکراری درهمه سال های پس از انقلاب فرهنگی (۱۳۵۹-۱۳۶۱) بی سابقه است. اين حرف های پر و صدا و تهديد آميز را شايد بتوان به نوعی درک و برداشت نهادهای قدرت در جمهوری اسلامی از جايگاه و مفهوم دانشگاه در جامعه امروز ايران دانست. همزمان تحليل متحوای چهار سخنرانی اخير آقای وزير (از ۵ تا ۱۰ شهريور ۱۳۸۹) که در آنها موضوعاتی پيرامون وظايف استادان، دانشجويان و دانشگاه و نيز رويکرد آموزش دانشگاهی بيان شده کمک می کند تا خطوط اصلی سياست های کنونی دولت در زمينه آموزش عالی را بهتر فهميد. استاد دانشگاه: افسر جنگ نرم بخش مهمی از سخنان وزير علوم استادان دانشگاه را نشانه رفته که از نظر ايشان بايد نقش “افسران” جنگ نرم را در پروژه دانشگاهی دولت ايفا کنند، “غيرت دينی”، “فرهنگ بسيجی” و “دغدغه دين” داشته باشند، “عاشق شهادت” و در “خور لياقت اعتماد مقام معظم رهبری” باشند، “پوزه دشمن را به خاک” بمالند و گاه اگر علمشان با نظر ولی فقيه همسان نبود دومی را انتخاب کنند (ايسنا، ۱۰ شهريور و مهر، ۶ شهريور ۱۳۸۹). به اين ترتيب معيارها و انتظاراتی که وزير در سخنان خويش درباره استادان به ميان می کشد بسيار فراتر از صلاحيت علمی آنها می رود و بيشتر به مسائل دينی، ايدئولوژيک و سياسی مربوط می شود. او انتظار دارد استادان با توجه به به “غيرت دينی” خود اجازه ندهند “کسی به مقدسات ملت توهين کند و در سر کلاس و در فضای دانشگاه مقدسات را به تمسخر بگيرد” و يا “به بهانه دانش آموختن به محرم و صفر بی اعتنايی شود”. آقای وزير اين “بی اعتنايی” به “مقدسات” را مانند “وبا” می داند و می گويد “اگر وبا بيايد آيا مردم دنبال مقابله با آن نمی روند. آيا توهين به مقدسات وبا نيست. آيا توهين به مقدسات جامعه را از بين نمی برد. اگر وبا بيايد با آن مبارزه نمی کنيد و می نشينند و تماشا می کنند. مردم و نظام و حاکميت می نشينند و تماشا می کنند يا اينکه راهکار پيدا می کنند تا مرض و بيماری را از بين ببرند. اگر توهين به مقدسات بيايد آيا دانشگاهيانمان ساکت می نشينند؟” (مهر، ۱۰ شهريور ۱۳۸۹) وزير البته مخاطب تهديدهای خود را “بعضی ها” و يا “جمع کوچکی از دانشگاهيان” می داند و ادعا می کند که “دانشگاهيان ما عاشق مولايشان علی ابن ابی طالب (ع) هستند، عشق امام حسين (ع) را در سر دارند و داغ حضرت فاطمه زهرا (س) را بر سينه. دانشگاهيان ما عاشورايی هستند و عاشق شهادت.” به همين دليل هم ايشان بر اين باور است که استادان نبايد به “حضورصرف در کلاس درس دادن بسنده کنند. مگر میشود ماه محرم برسد و استادی بدون گفتن يا اباعبدالله سر کلاس حاضر شود. وقتی می گوييم دغدغه دين داريم نمیتوانيم علم و دين را از هم جدا بدانيم.” (ايسنا، ۷ شهريور ۱۳۸۹) کامران دانشجو با بيان و تکرار اين ويژگی ها قصد دارد شاخص های استاد مطلوب حکومتی را ترسيم کند که از نظر دولت بايد سرنوشت دانشگاه فردا را بدست گيرد. استادی که بايد “مطيع ولايت” باشد و “ميدان جنگ نرم را به دفاع مقدس ديگری” تبديل کند. اشاره ايشان به نظر آيت الله خامنه ای برای “جذب حداکثری، دفع حداقلی ” هم نشان می دهد که در آينده استادانی که “بخواهند و اصرار داشته باشند خودشان را جدا کنند” و يا ولايت پذيری آنها به اندازه کافی نباشد می توانند مشمول “دفع حداقلی” شوند. (مهر، ۶ شهريور ۱۳۸۹) آموزش : علم توام با دين در زمينه برنامه های درسی دانشگاه هم سخنان وزير بسيار روشن و بی پرده است و خبر از تغييراتی که در راه است می دهد. کامران دانشجو می گويد که “متون درسی دانشگاهی که فرهنگ انتظار دارد برآمده از آموزه های دينی است. برای حرکت به سمت آرمانها و آماده کردن جامعه ای برای ظهور بايد متون درسی را بخصوص در علوم انسانی از آموزه های دينی بگيريم (استخراج کنيم) و مکارم اخلاق اسلامی بيشتر و بيشتر در دانشگاهها جاری و ساری شود. علم توام با دين را در دانشگاهها جاری کنيم (ايسنا، ۱۰ شهريور ۱۳۸۹). آقای وزير البته قرائت خاصی هم از رعايت آموزه های دينی دارد و توصيه می کند در “تمام فعاليت های علمی، فرهنگی، پژوهشی و سياسی دانشگاه” مرزبندی “با فتنه گران” مشخص باشد و برخورد “دو پهلو” صورت نگيرد (مهر، ۱۰ شهريور ۱۳۸۹). رشتههای علوم انسانی البته بيش از ساير حوزه ها مورد توجه وزير و وزارت خانه اش است و ايشان وعده می دهد که مطالب در اين زمينه “بزودی بر اساس مبانی اسلامی تغيير میکنند… متون درسی بويژه در علوم انسانی در حال بازنگری است و به تدريج تعدادی از واحدهای درسی از رشته های مهم علوم انسانی براساس مبانی اسلامی تغيير محتوی پيدا خواهند کرد (فارس، ۵ شهريور ۱۳۸۹). نکته پرسش برانگيز ديگر در صحبت های اخير وزير تفاوت گذاشتن ميان بين “دانش” و “علم” است. از نظر او “دانش در هر دانشگاهی است اما علم در دانشگاه اسلامی است. براين اساس عالم نيز تعريف ديگری نسبت به دانشمند دارد”. (مهر، ۱۰ شهريور ۱۳۸۹) دانشجو: سرباز امام زمان کامران دانشجو که ماه گذشته از دانشگاهيان خواسته بود با “هدف ايجاد کشش در جامعه برای جامعه تراز امام زمان”، “سرباز امام زمان تربيت کنند” (مهر، ۱۶ مرداد ۱۳۸۹) در سخنرانی ها اخير خود نيز بار ديگر خواهان حضور دانشجويانی می شود که ولايت مدار باشند و باورمند به “فرهنگ انتظار”. او می گويد “بايد دانشجويان را مانند پدران و مادرانشان تربيت کنيم يعنی دوستدار اهل بيت و عاشق امام حسين (ع) تحويل جامعه دهيم و عشق به علی ابن ابی طالب در دلهايشان باشد. بنابراين علم و دانش را برای تعالی بشريت به دانشجويان بياموزيم. آيا می شود با الگوبرداری از غرب در دانشگاه عاشق امام حسين (ع) تحويل جامعه داد، عشق به اميرالمومنين حضرت علی (ع) را در دلها ايجاد کرد، ليالی قدر را قدر دانست؟ (ايسنا، ۷ شهريور۱۳۸۹). وزير علوم با بيان نارضايتی از اينکه “چهارشنبه آخر سال گفته شود که اشکال ندارد برقصيد و پايکوبی کنيد می گويد “… در يک اردوی دانشجويی ماشين را نگه می دارند و به دانشجويان میگويند “حالا میتوانيد برويد پايين و شروع کنيد” و سپس آهنگ مبتذل میگذارند ومراسم آنچنانی برگزار میکنند” (مهر، ۷ شهريور ۱۳۸۹). برای آقای وزير “خيلی از اين برنامهها که مخالف فضای دينی و دانشگاهی ماست …مطمئناً برای لغزاندن و منحرف کردن دانشگاه است. برای بیخيال کردن دانشجو است”و اين که “دانشجوی ما نسبت به سرنوشت انقلاب و مصالح کشور بیخيال شود؟” (مهر، ۷ شهريور ۱۳۸۹). او برای نشان دادن اينکه همه اين اقدامات ” نقشه دشمن” است به سخنان آيت الله خامنه ای درباره “قرار دادن دانشجويان توسط دشمن در دايره قرمز” استناد می کند و رسالت وزارت علوم و دانشگاه ها را جلوگيری از عملی شدن اين “نقشه های شوم” می داند. دانشگاه: مطيع ولايت دانشگاه مطلوب وزير به اين ترتيب دانشگاهی است همسوی دولت که در آن در “هيچ علمی، زيبايی و خوبی معنا پيدا نمیکند مگر در مسير ولايت”. (مهر، ۷ شهريور ۱۳۸۹) او معتقد است که با در “اختيار گرفتن دانشگاهها توسط چپاول گران شرق و غرب، آنها فضای اسلامی را به فضای ليبرال دموکراسی مد نظر خود تبديل میکنند” در حاليکه دانشگاه بايد “جامعه را به سمت تراز جامعه موعود حرکت” دهد. (ايسنا، ۹ شهريور ۱۳۸۹) کامران دانشجو “وظيفه” دولت را دخالت مستقيم در امور دانشگاه می داند تا آن را از “انديشه های انحرافی و تزريقی جهان غرب واستکبار” در امان نگه دارد. در ادامه همين استدلال است که ايشان طی سخنان جنجالی به تهديد آشکار دانشگاهيان می پردازد: “اگر دانشگاهی وجود داشته باشد که در آن متدينين، فرهنگ انتظار و فرهنگ بسيج مورد تمسخر قرار گيرد، اگر دانشگاهی وجود داشته باشد که صدای اذان ظهر در آن بلند نشود به بهانه اينکه به کلاسهای درس آسيبی نرساند، اگر دانشگاهی وجود داشته باشد که روحانی نتواند در آن وارد شود، اگر دانشگاهی باشد که نه تنها مسجد بلکه يک نمازخانه نيز نداشته باشد که بتوان نماز جماعت را اقامه کرد و… . اگر دانشگاهی وجود داشته باشد که نه تنها در تمام ماه محرم و صفر بلکه درتمام طول سال کوچکترين مراسم مذهبی نيز در آن برگزار نشود ، در يک کلام می گويم خوب است چنين دانشگاهی اصلا وجود نداشته باشد چون اگر اين دانشگاه وجود داشته باشد مردم ايران، دانشجويان، اساتيد و کارکنان دانشگاه آن را با خاک يکسان میکنند.” (مهر، ۷ شهريور ۱۳۸۹) انقلاب فرهنگی دوم حرف های وزير با وجود تفاوت ظاهری اما کم و بيش همان هدف هايی را نشانه می رود که انقلاب فرهنگی اول در سال ۱۳۵۹ هم در برابر خويش گذاشته بود. او همچون سال های انقلاب فرهنگی دانشگاه کنونی و گذشته را غرب گرا و ناهمسو می داند که بايد “بيش از پيش اسلامی” شود. اما مسئله بر سر اين است که نه تنها زمانه عوض شده که ما با کارنامه و ميراث يک انقلاب فرهنگی شکست خورده هم سر و کار داريم. در آن زمان ايران اولين سال های انقلاب را تجربه می کرد و اسلام انقلابی در باور گروه های وسيع مردم از جايگاه خاصی برخوردار بود. دانشگاه سال ۱۳۵۹ فقط ۱۷۵ هزار دانشجو داشت که در کمتر از ۲۰ شهر دانشگاهی ايران پراکنده بودند و تعداد استادان هم از ۱۵ هزار نفر فراتر نمی رفت. انقلاب فرهنگی اول تلاش کرد تغييرات گسترده ای در برنامه های درسی بويژه در رشته های علوم انسانی بوجود آورد و دانشگاه را به تمام معنا اسلامی کند. هنگام بازگشايی دانشگاه ها در سال های ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ حدود ۴۰ درصد از اعضای هئيت های علمی از کار برکنار شدند و يا عطای آن دانشگاه را به لقايش بخشيدند. در گزينش دانشجو نيز تغييرات جدی در راستای کنترل بيشتر سياسی و ايدئولوژيک بوجود آمد. اما با وجود اين تغييرات پردامنه و بگير و ببندها و تسويه های سياسی و مذهبی دانشگاه بعد از دوره کوتاهی بار ديگر دست به تجديد حيات خود زد و گرايش ها و گفتمان انتقادی را از درون خود بازسازی کرد. روانشناسی جامعه کنونی ايران با آن زمان قابل مقايسه نيست. گفتمان انقلابی بخش مهمی از اعتبار و مشروعيت خود را از جمله بخاطر ناکارايی در تغيير مثبت جامعه از دست داده است. روند جهانی شدن و گسترش فن آوردی اطلاعات و ارتباطات امکان کشيدن ديوار فرهنگی و ايدئولوژيک بدور ايران را بيش از پيش کاهش داده و شکاف فرهنگی ميان نهادهای رسمی و جوانان هر روز بيشتر می شود. دانشگاه کنونی بيش از ۳ ميليون و ۸۰۰ هزار دانشجو (با احتساب دانشگاه پيام نور) دارد که در بيش از ۱۲۰ شهر ايران به تحصيل مشغولند. شمار اعضای هيئت های علمی هم از ۱۱۰ هزار تن فراتر می رود. تغيير چنين دانشگاهی در جهت “بيشتر اسلامی کردن” به مراتب دشوارتر از سال های اول انقلاب است ضمن آنکه آقای وزير و همکارانش هيچگاه از دلايل ناکامی انقلاب فرهنگی اول (البته به جز اشاره به “دشمن خارجی” به عنوان مقصر و گناهکار هميشه در صحنه) سخنی به ميان نمی آورند. حتی ناممکن بودن تعطيلی دانشگاه ها همانند سال ۱۳۵۹ وزير و همکارانش را بر آن داشته تا همان پروژه را بار ديگر به گونه ای متفاوت و گام به گام به دانشگاه تحميل کنند. دانشگاه بدون شرط يکی از دلايل مهم شکست پروژه انقلاب فرهنگی اول و اسلامی کردن دانشگاه ها مغايرت اين گفتمان تقليلی با جوهر وجودی دانشگاه مدرن و وظايف محوری آن و نايده گرفتن نقش استادان و دانشجويان به مثابه کنشگر اجتماعی در روندهای آموزشی است. دانشگاه مدرن از آغاز قرن نوزدهم با هدف تلفيق تحصيل و پژوهش پروژه جديد آموزشی، علمی و اجتماعی بود که جامعه بشری برای گسترش بدون مرز دانش و شناخت و انديشه انسانی بوجود آورد. نقد، پژوهش و انديشيدن بدون محدويت و ترس، فلسفه وجودی چنين دانشگاهی را تشکيل می دهد. دانشگاه در بعد علمی و فرهنگی خصلتی فرا ملی دارد و در چهارچوب های تنگ جغرافيايی نمی گنجد. هامبولد بنياگزار دانشگاه مدرن (دانشگاه هامبولد برلن) وظيفه دانشگاه را پژوهش و نقد دانش و شناختی می دانست که “تمام نشده و تمام نشدنی” است. آنچه که ژاک دريدا فيلسوف سرشناس فرانسوی در کتاب خود “دانشگاه بدون شرط” می نامد در حقيقت دانشگاهی است که در آن استاد و دانشجو مصونيت کامل سياسی و نظری دارند و کسی نمی تواند به آنها امر و نهی کند که چه بگويند و چه نگويند، چگونه بيانديشند و کدام خطوط قرمز را رعايت کنند. دانشگاه بدون آزادی و مصونيت کامل نمی تواند به اصلی ترين وظايف خود يعنی انديشيدن، نقادی و جستجوگری عمل کند. آنچه که انقلاب انقلاب فرهنگی اول می خواست در حقيقت نفی دانشگاه به مفهوم مدرن آن بود. اسلامی کردن اجباری و آمرانه دانشگاه در ايران تنها تجربه ناکام جامعه بشری برای ايجاد دانشگاهی سربزير و مطيع نيست. بسياری از حکومت های مکتبی و يا ديکتاتوری قرن نوزدهم و بيستم هم با گفتمان سياسی ايدئولوژيک تلاش کردند دانشگاه را بصورت ابزاری در خدمت هدف های سياسی و يا حزبی و مذهبی خود قرار دهند. اما دانشگاه همواره موفق شده در برابر اراده و فشار سياسی برای تبديل اين نهاد به محلی برای تربيت انسان های قالبی و يا مشروعيت بخشيدن به گفتمان تک صدايی مقاومت کند. اين سخن به مفهوم مخالفت با آموزش و پژوهش دينی، وجود محل عبادت و نماز برای دانشجو و استاد و يا انجام اعمال دينی در دانشگاه نيست. آنچه مورد پرسش و ايراد است تداخل ناصواب وظايف دينی، سياسی و يا حزبی با وظايف و کارکردهای علمی، شناختی و آموزشی دانشگاه و تحميل خطوط قرمز سياسی و ايدئولوژيک به اين نهاد علمی و فرهنگی است. همه پرسی برای آينده دانشگاه کامران دانشجو وظايفی را برای دانشگاه تعريف می کند که در تاريخ اين نهاد بی سابقه است. دانشگاه مطلوب آقای وزير دانشگاه مشروطی است که انديشيدن و کار علمی در آن زمانی مجاز است که در “مسير ولايت” باشد و با سياست های دولتی تضاد نداشته باشد. اين همان چيزی است که ايشان “غيرت دينی” و يا “دغدغه دينی” می نامد. شعار اين دانشگاه از نظر وزير “از ولايت به يک اشاره و از ما به سر دويدن” است و دانشگاه اعتبارش را از ميزان اطاعت از ولايت کسب می کند حتی اگر اين اطاعت با دستاوردهای فکری و علمی در تضاد باشد. آيا ديگر آشکارتر از اين هم می توان به جنگ وظايف بنيادی دانشگاه مدرن رفت؟ نام موسسه آموزشی که بخواهد انسانهای قالبی و سفارشی تربيت کند که پيرو مکتب خاصی باشند و يا پژوهش را به شرط همسويی با “ولايت” مجاز بداند ديگر دانشگاه به مفهوم مدرن آن نخواهد بود. موسسه عالی که استادش مصونت علمی و سياسی نداشته باشد و دانشجويش انديشيدن، استقلال فکری، نقادی و پرسشگری را ياد نگيرد بيشتر شبيه مرکز حرفه ای-کاربردی خواهد بود با وظيفه آماده کردن افراد برای بازار کار. يورش سياسی و ايدئولوژيک دولت دانشگاه را با دور جديدی از زندگی پرتنش و بحران روبرو خواهد ساخت. بحرانی که چون انقلاب فرهنگی اول به علم، آموزش و انديشه در کشور و نسل جوان و نخبگان علمی و فرهنگی آن لطمه فراوان خواهد زد. کامران دانشجو مدعی است که دانشگاه مطلوب او و دولت احمدی نژاد همان است که پدر و مادرها و ۷۰ مليون نفر مردم ايران می خواهند و به همين خاطر هم پيشنهاد همه پرسی درباره آينده دانشگاه را به ميان می کشد. او می گويد : “از مردم همه پرسی کنيم، از مردم نظرسنجی کنيم که اين جوانانتان را که تحويل دانشگاه می دهيد چه می خواهيد تحويل بگيريد. می خواهيد افرادی را تحويل بگيريد که با تفکرات ضد دينی و انحرافی و تزريق غرب پرورش يافته يا افرادی که اسلام ناب محمدی را می خواهد. بدون برو و برگرد مردم نشان دادند که می خواهند فرزندان خود را طوری تحويل بگيرند که حضرت امام می خواست.” (مهر، ۱۰ شهريور ۱۳۸۹) نظر خواستن از مردم برای آينده دانشگاه به خودی خود پيشنهاد ناصوابی نيست. اما مشکل اساسی در ايران امروز نهاد و يا کسانی است که بايد برگزار کننده چنين نظر خواهی باشند. ضمن آنکه برگزاری همه پرسی نياز به فضای آزاد برای طرح نظرات موافق و مخالف دارد. کسی هنوز فراموش نکرده که آقای کامران دانشجو برگزار کننده اصلی انتخاباتی بود که نتيجه و پی آمدهای آن در برابر همگان قرار داد. حال اگر قرار باشد متولی اين نظر خواهی هم آقای خود آقای وزير و همکارنش باشند گمانه زنی درباره نتيجه آن کار چندان دشواری نخواهد بود. شهريور ۱۳۸۹
خواننده های گودری ام بیشتر می شوند، اما تعداد لایک ها چندان تغییری نمی کند.
مثل همه پسرهایی که از من خوششان می آمد اما با من ازدواج نکردند!
محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری اسلامی، می گوید: حمله به ایران به نابودی اسرائیل منجر خواهد شد. آقای احمدی نژاد عصر یکشنبه در کنفرانس خبری مشترکش با شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی، امیر قطر در دوحه، افزود، اسرائیل وقتی قادر نیست در جنوب لبنان و غزه كاری به نفع خود انجام دهد علیه ایران هم نمی تواند كاری كند. رئیس جمهوری ایران همچنین از سرگیری گفت وگوهای صلح میان اسرائیل و فلسطینیان را “بی حاصل” و هدف از آن را “فرصتی برای ادامه حیات” اسرائیل دانست.
به دنبال انفجار در يک ديسکو تک واقع در شهر دوشنبه، پايتخت تاجيکستان، هفت تن زخمی شدند. به گفته مقامات محلی، اين انفجار در ساعت يک بامداد روز دوشنبه به وقت محلی، در ديسکويی مملو از جوانان رخ داد. مقامات محلی سرگرم جستجو به دنبال عوامل دخيل در اين انفجار هستند. روز جمعه گذشته نيز، دو بمبگذار انتحاری، با راندن اتومبيلی حامل مواد منفجره به داخل يک ايستگاه پليس، موجب کشته شدن دو تن از افراد پليس و زخمی شدن دست کم ۲۵ نفر شدند. مسئولين دولتی تاجيکستان، بمبگذاران را از اعضای جنبش اسلامگرای ازبکستان مرتبط با القاعده، معرفی کرده اند.
- My Photo Blog: به بهانه روز جهانی وبلاگ
بلاگهای معرفی شده : مانی – وبساز و امیرحسین – چایفون – آشپزی (به کسر پ) – محرمانهها – باغبانباشی – بارون نگار -قلم انداز – یک مبهوت – خالیوود – ندای امروز - روز جهاني وبلاگ 2010 | وبتاک
بلاگهای معرفی شده : وبلاگ ۳ امتیازی – متنهای دو زبانه – نسیمانه – مثل یک رنگین کمان – یک برنامهنویس – حاج محمد
به گزارش خبرگزاری مهر، به نقل از عبدالعلی میرکوهی معاون پارلمانی وزارت دادگستری، بر اساس آخرین آمارها بیشترین پرونده های قضائی در دادگاههای ایران، مربوط به پرونده های ضرب و جرح، و نزاع دسته جمعی است. چک و طلاق هم از عوامل دخیل در بسیاری از پرونده های قضایی ایران به شمار می روند. معاون پارلمانی وزارت دادگستری، در گفتگو با خبرگزاری مهر، به مسکوت بودن لایحه جرم سیاسی نیز اشاره کرده و تصویب این لایحه را موجب جلوگیری از زدن برچسبهای سیاسی توسط برخی سازمانها یا نهادها به بعضی اشخاص و گروهها دانسته است.
امار جدید فروش کامپیوتر و لپ تاپ نشان می دهد که شرکت HP هنوز بزرگترین فروشنده کامپیوتر در جهان محسوب می شود. و بیش از ۱۸ درصد فروش کامپیوتر دنیا را به خود اختصاص داده است. اما تغییر مهم برگشتن شرکت دل به مکان قبلی اش یعنی رتبه دوم است.
شرکت دل در رقابت با ایسر طی نه ماه گذشته از نظر فروش عقب افتاده بود و به رتبه سوم جهان تنزل پیدا کرده بود. حالا آمار جدید نشان می دهد که اوضاع برای ایسر خوب پیش نرفته و دل توانسته جای قبلی اش را بگیرد. هر چند اگر امار را نگاه کنید متوجه می شوید که فروش این دو بسیار به هم نزدیک است.
در واقع ایسر و دل هر دو با کاهش فروش کامپیوتر مواجه بوده اند. شرکت ایسر در مقایسه با همین دوره در سال گذشته ۶.۲ درصد کاهش فروش داشته و شرکت دل هم با ۱.۲ درصد سقوط مواجه بوده است. اما چون ایسر کاهش بیشتری داشته در این جدول رتبه دل بالاتر رفته است. رتبه های بعدی جدول متعلق به لنوو و توشیبا است. که به ترتیب ۱۰ و ۵ درصد فروش را در اختیار دارند.
به یاد دارید حدود دو سال قبل
فروش لپ تاپ ها از کامپیوترهای رومیزی پیشی گرفت؟
حالا باید ببینیم کی فروش تبلت ها از لپ تاپ ها جلو میزند. به نظر شما چقدر تا این زمان فاصله داریم؟ و آیا اصلا چنین چیزی رخ میدهد؟
iSuppli
امار جدید فروش کامپیوتر و لپ تاپ نشان می دهد که شرکت HP هنوز بزرگترین فروشنده کامپیوتر در جهان محسوب می شود. و بیش از ۱۸ درصد فروش کامپیوتر دنیا را به خود اختصاص داده است. اما تغییر مهم برگشتن شرکت دل به مکان قبلی اش یعنی رتبه دوم است.
شرکت دل در رقابت با ایسر طی نه ماه گذشته از نظر فروش عقب افتاده بود و به رتبه سوم جهان تنزل پیدا کرده بود. حالا آمار جدید نشان می دهد که اوضاع برای ایسر خوب پیش نرفته و دل توانسته جای قبلی اش را بگیرد. هر چند اگر امار را نگاه کنید متوجه می شوید که فروش این دو بسیار به هم نزدیک است.
در واقع ایسر و دل هر دو با کاهش فروش کامپیوتر مواجه بوده اند. شرکت ایسر در مقایسه با همین دوره در سال گذشته ۶.۲ درصد کاهش فروش داشته و شرکت دل هم با ۱.۲ درصد سقوط مواجه بوده است. اما چون ایسر کاهش بیشتری داشته در این جدول رتبه دل بالاتر رفته است. رتبه های بعدی جدول متعلق به لنوو و توشیبا است. که به ترتیب ۱۰ و ۵ درصد فروش را در اختیار دارند.
به یاد دارید حدود دو سال قبل
فروش لپ تاپ ها از کامپیوترهای رومیزی پیشی گرفت؟
حالا باید ببینیم کی فروش تبلت ها از لپ تاپ ها جلو میزند. به نظر شما چقدر تا این زمان فاصله داریم؟ و آیا اصلا چنین چیزی رخ میدهد؟
iSuppli













